خسته*

خسته ام... امروز قراره بریم بیرون اما نمیدونم چی بپزم 

 

حسش نیست... شبها میخوابم اما انگار نه انگار که خوابم با کمترین صدایی بیدار

میشم و بعدتا بخوابم کلی کار میبره ...

حوصله نوشتن رو هم ندارم 

فعلا

*************************

بعدتر نوشت: الان (یک و بیست و دو دقیقه ظهر)غذام حاضره وسائل اماده است

 همسر نماز جمعه است

منم برم نماز بخونم ...منتظرم زنگ بزنه لباس بپوشیم بریم...

/ 0 نظر / 10 بازدید